تو کیستی که اینگونه بی تو بیتابمشب از هجوم خیالت نمی برد خوابمتو چیستی که من ازموج هر تبسم توبسان قایقی سرگشته روی مردابم
عمرمن است بوسه بر مويت زنم ترسم که تارش بشکند.تارموي توست
اما ريشه ي عمر من است