تو کیستی که اینگونه بی تو بیتابمشب از هجوم خیالت نمی برد خوابمتو چیستی که من ازموج هر تبسم توبسان قایقی سرگشته روی مردابم
ما به هم نمی رسیم مثل خورشیدیم و ماه
تن تو خاک بهشت تن من پر از گناه